اين تحقيقو دلارام انجام داده و در گروه رز منتشر كرده. من متنو عينا اين پايين ميذارم. با دقت بخونيد خيلي جالبه:
« ----------------------
موتور جستجوگر گوگل مدتی است که نسخه آزمایشی google trends رو روی شبکه گذاشته، گوگل در توضیح این قابلیت جدیدش نوشته:
See what the world is searching for
بله، گوگل این قابلیت را برای شما ایجاد کرده که بفهمید فلان کلمه در فلان نقطهی دنیا در فلان بازهی زمانی چند بار سرچ شده، تغییرات زمانی سرچ هر کلمه هم نمودار شده، ضمنا امکان مقایسهي تعداد سرچ کلمات مختلف با هم با مقایسهی سرانهی سرچيک کلمه در کشورهای مختلف هم برای شما فراهم شده.
(سرانهی سرچ: تعداد سرچ تقسیم بر جمعیت کشور)
طبعا! اولین کلمه ای رو که میخواستم بدونم در تاریخ گوگل، کجا بیشتر سرچ شده "sex" بود.
نتیجه خیلی جالب بود: پاکستان، مصر، ویتنام، ایران، هند، مراکش، عربستان، ترکیه، فیلیپین، لهستان.
ایران چهارمه، هفت تا کشور مسلمان توی ده تا کشور اول!
توی ایران هم به ترتیب شهرهای اردبیل، قزوین، ایلام، تبریز، بابل، بندرعباس، کرمان، سمنان،اراک، زنجان.
دقت کنید که تهران توی ده تای اول نیست!
نتیجهی مقایسهی سرانهی سرچ کلمهی "fuck" از این هم جالب تره:
ایران، پاکستان، هند ، نروژ، عربستان، نیوزیلند، استرالیا، کانادا، امریکا، سوئد.
ایران با اختلاف کمی از پاکستان اول شده.
کلمهي سومی رو که چک کردم "vulva" بود، داشتم شاخ درمی آوردم:
ایران با اختلاف بسیار زیادی اوله، دو برابر السالوادور که دومه و چهار برابر ویتنام که سومه! هند، عربستان صعودی، ونزوئلا، کلمبیا، ایتالیا، نیوزیلند، مکزیک رتبه های هفتم تا دهم هستن.
کلمهي چهارم "tit" بود، این دفعه دیگه تعجب نکردم عادت کرده بودم، ایران باز هم با اختلاف زیادی اوله، هنگ کنگ، بریتانیا، امریکا، نیوزیلند، کانادا، ایرلند، استرالیا، هند، فنلاند پشت سر ایران هستند.
...
فراموش نکنین که در سرانهي استفاده از اینترنت، ایران در خاورمیانه از آخر دومه. آخری عربستانه.
فراموش نکنین که ایران، دیرتر از کشورهای بلوک شرق و غرب، به اینترنت دست پیدا کرده.
فراموش نکنین که سرعت دانلود در ایران به سختی از مرز 8 کیلو بایت در ثانیه میگذره. (وحيد: سرعت 8 خيلي خوشبينانست، عموما سرعت دانلود در منزل در بهترين حالت 4 كليوبايت بر ثانيه است!)
فراموش نکنین که ملت مجبورن از هفت خوان فیلترینگ هم بگذرن.
فراموش نکنین که بعضی ها به صورت فارسی سرچ می کنن که طبعا توی مقایسهي بالا شمرده نشدن.
فراموش نکنین که مدتی است که تمامی این کلمات توسط پروکسی های ISP ها فیلتر شده و به هیچ وجه بدون فیلتر شکن نمی شه اونها رو سرچ کرد وگرنه آمار و ارقام بیش از این بود.
----------------------- »
اين آمار نشاندهنده وجود عقدههاي سركوب شده در جامعه اسلامي ماست. كاش اونهايي كه سرنوشت جامعه ما روي دستاشون ميچرخه كمي هم به اين آمارها توجه ميكردند. توقع بيجاييه اگه انتظار داشته باشيم كه مردم اينچنين جامعههايي پيشرفت كنند. علماي اسلام هم افتخار كنند به ملت پاكي كه با قوانين عهد تير و كمان پرورش دادند: يك جامعه افسرده با هزاران عقدههاي رواني سركوب شده!
يك نكته بسيار جالبه ديگه در اين آمارها اينه كه با وجود هزينههاي بسيار كلاني (ساليانه ميلياردها تومن به گفته مسئولين) كه فيلترينگ بر مردم ايران تحميل ميكنه اين سپر دفاعي دولت هيچ كاري نميتونه انجام بده. تصورشو بكنيد اگر فيلترينگ نبود اين آمارها به كجا ميرسيد؟!!!
چقدر خوبه هميشه قبل از به سر رسيدن صبر، انتظار به سر برسه. چون اگه اينطور نشه اونوقت به همراهه سررفتن صبر بعضي چيزاي ديگه هم به سر ميرند!
******
راستي امروز يه دوست عزيز سورپريزم كرد.![]()
يك عمر با نالههاي شبانه و درددلهاي روزانه گذراندي،
اما دريغ از اينكه روزي را فقط به شنيدن بگذراني!
******
بعضي مواقع يك سوءتفاهم زندگيت را نابود ميكند، پس مواظب باش خود را اسير خيال خوشرنگ رويايي باطل نكني!
يك لحظه از سايه افكندن عشق در درونت غافل مشو
همان يك لحظه چنان حرارتي دارد كه وجودت را خاكستر ميكند.
اما من آرزومند همان يك لحظه غفلتم، تا وجود خاكستر شده خود را به دست باد بيسرزمين بسپارم، بلكه خاكستر وجودم به كوي تو، سرزمين ناب عشاق پيرهن چاك زيبا رو برسد!
******
ساقي را گفتم امشب مي نابم بده
گفت: ترا مستي چه حاصل؟
گفتم: من عاشق را همان مستي چاره ساز است و بس!
رفتن لذتي دارد كه فقط آنكس كه ميرود ميتواند حسش كند. شكوه و عظمتي كه دنياي پيش رو دارد را فقط آنكس ميبيند كه به آن سو ميرود.
من دلتنگ آن لحظهي رفتنم. آن لحظه را آرزومندم.
اگه اين دعامو خدا قبول ميكرد ديگه نيازي به استجابت دعاهاي ديگم نداشتم.
خدايا...
آسمان ميگريد و ميگويد راز دلتنگيش را
با ما سخن ميگويد
آسمان محرم راز ماست
ما محرم راز آسمان.
ما نيز دلي داريم در آسمان
براي گفتن دلتنگيها
راز دل بگشا با آسمان
كه آسمان را خيانت نشايد،
بيوفايي نداند.
آسمان، تورا آنگونه كه هستي،
دوست ميدارد.
نه آنگونه كه خود ميخواهد!
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي
ز بامي كه برخواست مشكل نشيند
اي مسافر ديار آرزوها
بار سفرت بر دوش است
اينبار عازم كجا؟
شايد به شهر فرشتههاي زيبا ميروي
شايد به سرزمين خيال رويايي من ميروي
همسفر نميخواهي؟
شايد بتوانم در راه غبار را
از پيشاني خستهات بزدايم.
يا بتوانم فرشي باشم زير پايت
تا مبادا پاهايت را
اثري از بيرحميِ جاده بماند.
و يا شايد بتوانم لبهايم بر روي لبهايت بگذارم
تا آتش خستگيت را بر درون خود كشم
و نفسي تازه تو را نثار كنم.
هر جا ميروي اي مسافر
مرا با خود ببر...
شايد بتوانم در شهر آرزوها
آرزوي همسفريِ تو را
برآورده شده ببينم!
بيشترين سكوتم ترانهايست براي تو
همان نفسم كه رود و برآيد براي تو
لحظات مستيام براي تو
و باز من سكوت ميكنم براي تو...
براي دگرگون كردن بايد انديشه دگرگوني داشت. عمل از انديشه بر ميخيزد و انديشه از ذات. اما قسمتي از انديشه اكتسابيست. براي كسب انديشه بايد بينش وجود داشته باشد. و بينش از تفكر و تعقل در تجارب بدست ميآيد. تجارب دو گونه است: تجاربي كه خود بدست ميآوريم و تجاربي كه ديگران ميگذرانند. پس براي داشتن بينشي بهتر بايد با ديدي وسيع و بدور از غرور و تعصب به تجارب نگريست. اما سر منشا همهي اينها "خواست" است.
پس براي دگرگون كردن درون و اطراف بايد اول بخواهيم كه دگرگون كنيم. ملتي موفق بودهاند كه خواستهاند موفق باشند!
پس بخواهيم كه بهترين فرد جامعه باشيم، تا باشيم. هم براي خود و هم براي ديگران.
و بخواهيم جامعهاي آزاد و آباد داشته باشيم، تا داشته باشيم.
آواز تيشه امشب از بيستون نيامد
گويا به خواب شيرين، فرهاد رفته باشد
الكي ياد شيرين و فرهاد افتادم. تو اين فكر بودم كه شيريني كه با خسرو بوده چه ارزشي ميتونسته براي فرهاد داشته باشه كه اينقدر شب و روز به يادش بوده؟
احتمالا فراموش كرده بوده كه شيرين هم دختر ايرانيه!
يا شايد هم دولت نهم ميخواسته تو مسير كوه بيستون جاده بزنه، براي صرفه جويي ارزي فرهادو اونجا گذاشته و گفته بِكَن تا وقتي كارت تموم شد شيرينو به طريقه اسلامي برات صيغه ميكنيم.![]()
روزگاري ميرسد كه آيندهي پر از اضطراب امروزت را به تمسخر ميگيري.
و روزگاري ميرسد كه سرگذشت نوشته شدهات بر روي كاغذي كهنه برايت بهترين گنج خواهد بود. ميخوانيش، چون آرامشي عجيب را بتو ميبخشد و روزگار باقي ماندهات را با همان كاغذ كهنهي ترك خورده، ميگذراني!
سرنوشتم را نوشتم
با دو خط زيبا نوشتم
از آنجا تا بدينجا نوشتم
پر از سردرگميها نوشتم
بي تو و با تو نوشتم
بر سردر ميخانه مستان نوشتم
رها از رنجها نوشتم
بدور از تنهاييها نوشتم
در ورق عشق نوشتم
رو به خورشيد نوشتم
هر آنچه كه نوشتم
اي خدايم اندوه من از اين، كه فقط غلط نوشتم!
******
فردا را در غمت ويران كردم،
امروز را بر غمت سوزان كردم،
ديروز را در نگراني ويراني فردا بر باد دادم!
چند ساله كه عادت كرديم دو واژه محدوديت و مطبوعات رو با هم بشنويم. خدا ميدونه در يه كشور به اصلاح مردم سالار مطبوعات چه گناهي كردند كه اينقدر بايد محدود باشند. البته فكر نكنم خدا هم بدونه!
گويا جديدا وزارت فرهنگ اعلام كرده كه مطبوعات براي استفاده از اخبار الزاما فقط از سايتهاي قانوني استفاده كنند (BBC).
احتمالا اين مقام خجالت كشيده علنا بگه كه هر آنچه ما ميگوييم مطبوعات منتشر كنند! چون مردم عقل و شعورشون نميرسه كه اخبار درست و غلط رو از هم تميز بدند. بازم جاي شكرش باقيه كه يه كمي حيا باقي مونده!
نصف عمرمان در انديشه فردا، نصف عمرمان در انديشه ديروز،
پس چه ميماند براي امروز؟
كاش بدور از دغدغهي فردا و پشيماني ديروز كمي هم به فكر امروز بوديم!
البته جامعهاي كه مردمانش از فردا و ديروز تشويشي نداشته باشند، مدينه فاضله است و ناياب. ولي شايد با تدبير و انديشهايي همراه با عقلانيت بشود نگراني فردا را كم كرد و پشيماني ديروز را نداشت. به شرطي كه واقعا عقل سليم را سرلوحه افكار و رفتارمان قرار دهيم.
از راه دانش اندوزي تو همان شخص قديمي باقي ميماني كه دانش بيشتري اندوخته است اما تازه نميشوي. هماه آدم گذشته هستي با اندوختههايي تازه. فقط همين!
تو از راه آگاهي تازه ميشوي، به گونهاي كه پي ميبري چگونه هر لحظه خودت را تازهتر كني تا هيچگاه كهنه و قديمي نماني. تا هيچگاه راكد و بدون حساسيت نماني.
اشو
اين روزا سرشماري نفوس و مسكن شروع شده و شايد شما توي خيابون مامورين سرشماري رو ديده باشيد. يا حتي در خونه شما هم اومده باشند.
من در قسمتي از كلاسهاي آموزشي مامورين سرشماري شركت كردم كه البته بعدش انصراف دادم. ميخوام يه نكته خيلي مهمو براتون بگم.
يكي از سئوالاتي كه مامورين ممكنه از شما بكنند وضعيت فعاليت و شغل شماست. در سرشماري امسال معيارهاي تشخيص شاغلين از بيكاران كمي تغيير كرده. بدين صورت كه «اگر شخصي طبق تعريف كار در هفت روز گذشته حتي يك ساعت مشغول به كار بوده، شاغل محسوب ميشود!»
تعريف كار: به فعاليتي گفته ميشود كه شخص در ازاي انجام آن مزد (نقدي يا غيرنقدي) دريافت كند و يا فعاليتي كه منجر به توليد يا ارائه خدمات شود.
در نتيجه اگر شما حتي در تعميرات اساسي منزل خود براي كمك به اعضاي خانواده در حد يك ساعت فعاليتي كرده باشيد، شاغل محسوب ميشويد! و يا حتي اگر فردي بدون اينكه مزدي دريافت كند به پدر خود فقط يك ساعت كمك كرده باشد، شاغل محسوب ميشود!
كاملا واضحه كه دولت با اين روش قصد بالا بردن آمار شاغلين و پايين آوردن آمار بيكاران در كشور را دارد.
پس به سوالاتي كه مامورين از شما ميپرسند دقت داشته باشيد و اگر شاغل نيستيد به سوالاتي از قبيل: «شما در هفت روز گذشته چه كارهايي انجام دادهايد؟» جواب منفي بدهيد تا بدين طريق ملت با آماري اشتباه فريب نخورند.
يكي از ملوك بي انصاف پارسايي را پرسيد:
«از عبادتها كدام فاضلتر است؟»
گفت:
«تو را خواب نيمروز تا در آن يك نفس خلق را نيازاري.»
ظالمــي را خفتــه ديــدم نيــمروز گفتم: اين فتنهست، خوابش به
وانكه خوابش بهتر از بيداريست آن چنان بد زندگاني، مـــــرده به
*ملوك بي انصاف: حاكم ناعادل
سعدي
*******
خشم بيش از حد گرفتن وحشت آورد و لطف بي وقت هيبت ببرد، نه چندان درشتي كن كه از تو سير گردند و نه چندان نرمي كه بر تو دِلير شوند.
*دِلير: جسور و گستاخ
سعدي
اين روزا هر وقت ياد حرف اون بنده خدايي ميفتم كه با تنظيم خانواده مخالفت كرده و گفته دوتا بچه كافي نيست، خندم ميگيره! گفتار و رفتار بعضيها چيزي بيشتر از يه جك نيست.
اگر آمار بيكاران جامعه، آمار فقر، آمار كمبود انرژي، آمار كمبود امكانات تفريحي و آمار عدم امكانات آموزشي و رفاهي رو كنار بگذاريم و به اون اعتنا نكنيم چطور ميتونيم تصور كنيم كه خانوادههاي امروزي كه براي بزرگ كردن يه بچه هم با مشكلات بسياري مواجهند، ميتونند به داشتن بچه هاي بيشتر فكر كنند؟
اول طبق وعدههاي پوچ جامعهاي براي 70 ميليون بسازيد. بعد به فكر 120 ميليون جمعيت باشيد!
تا كي با اين حرفها ايران بايد مورد تمسخر جهانيان قرار بگيرد؟
بعضي مواقع آدمها به خاطر گناهي ناخواسته، كه البته شايد گناه باشد، به شدت مجازات ميشوند!
آخر به كدامين گناه مرا به مسلخ وجدانتان ميبريد؟ آيا مگر وجدان همان محكمهاي نيست كه نيازي به قاضي ندارد؟ پس كدامين قاضي ناعادل ميتواند به گناهي نكرده و بدون هيچ قصد و غرضي، مرا محكوم كند؟
پاورقي: از مسافرت يزد برگشتم. كلي عكس براتون گرفته بودم كه بذارم اينجا با كلي تعريف و تمجيد و ذوق و شوق، ولي متاسفانه ديگه اصلا دل و دماغشو ندارم. ببخشيد!
درود
ميخوام معني اون بيت شعر پست قبلي رو بگم كه پي به اعجاز كلام حافظ ببرين.
اي آفتاب آيينه دار جمال تو مشك سياه مجمره گردان خال تو
معني مصرع اول كه كاملا واضحه. اما معني مصرع دوم اينه:
مشك سياه: مادهي بسيار خوشبويي كه از ناف آهو بدست ميايد.
مجمره گردان: ظرف فلزي توري مانند كه دسته بلندي دارد و در آن ذغال گداخته را ميريزند و از دسته آنرا به سرعت ميچرخانند تا ذغال آتش آماده شود.
معني مصرع: مشك سياه در مجمره گردان ميسوزد تا به خال تو چشم زخم نخورد!
منظور مصرع: تو آنقدر زيبايي كه بايد مشك سياه را بجاي اسپند برايت بسوزانند تا چشم زخم نخوري.
حال كردين؟ واقعا كلام حافظ چيزي شبيه معجزهست. البته از اشعار حافظ تعابير مختلفي ميشه كرد، به همين خاطره كه اشعار حافظ رو براي فال گرفتن استفاده ميكنند. هر كس با توجه به ذهنيتش معني خاصي توي ذهنش نقش ميبنده. البته اين معني كه من نوشتم كار استادان اين رشته است.
بدرود تا مجالي ديگر
پاورقي: اين پستو از يزد خونه داداشجون آپ ميكنم.![]()
![]()
اي آفتـاب آيينه دار جمــال تــو مشك سياه مجمره گردان خال تو
كي ميتونه مصرع دوم اين بيت شعر زيبا از حافظو معني كنه؟

