فكر ميكنم يكي از راههاي موفقيت مدارا با رقبا و سعي در همفكري و همكاري با آنهاست. زيرا مدارا و همفكري و همكاري باعث ميشه نقاط ضعف ما توسط نقاط قوت رقيب پوشش پيدا كنه. به بيان ديگه ميشود اطلاعات و نوع عملكرد مفيد رقيب رو ياد گرفت و درجاي ديگه به كار بست. شايد بهترين نوع رقابت كه باعث پيشرفت در تفكر و رفتار ميشه همين نوع باشه.
پس اگر در هر مرحله از زندگي با رقيبي مواجه شديد، سعي كنيد به جاي كنارگيري يا تنفر و يا مبارزه، مدارا همفكري و همكاري كنيد. چه ظاهرا برنده باشيد و چه مغلوب، شما پيروز ميدان خواهيد بود زيرا تجربه وصف ناشدني بدست آوردهايد!
حس شايد حس نبودن باشه، ولي ملزم به بودن ميشه. اونوقته كه همه چي بهم ميريزه و كل سيستم ارگانيزه شده رو بهم ميريزه. در اين حالت سيستم دچار نوعي بينظمي ذهني خواهد شد!
شايد هم حس نبودن از همون نوعي بينظمي سرمنشا بگيره. پس گرفتار يك دور تسلسل ميشه. اينجاست كه سيستم رو به كاهش بهرهوري پيشرفت ميكنه تا سرانجام انرژي اين دور تسلسل به پايان برسه...
شايد خوبيهايي كه در حقم كرده باشي، جبران نكرده باشم.
ولي مطمئن باش هيچوقت فراموشت نميكنم، چون همون لحظهاي كه بخوام فراموشت كنم، بهت نياز دارم!
خب اين خاصيت گاد بودنه ديگه، اونم يه گاد خوب.
خودت ميشناسيم وقتي كسي رو خيلي زياد دوست دارم باهاش درددل ميكنم.
اگر درست و صادق و خوب باشي،
خوبي و صداقت و درستي هم با توئه!
باور نداري؟ چرا باور كن، من تجربه كردم. در جاي خودش وقتي تو از همه جا بيخبري همين خوبي و صداقت و درستي ميان و كمكت ميكنند.
پس هواشونو داشته باش، اونا هم زود جبران ميكنند.
اگر عمر آدم دوروز باشه،
قطعا يكروزش غمه و روزه ديگه شادي!
راز دل را باتو گفتم،
چه ميپنداشتم كه اسير تو شدهام!
نه از آن جهت كه مجذوبت شدم،
از آن جهت اسير تو شدم كه راز دل با تو گفتم!!!

